X
تبلیغات
نماشا
رایتل

این همه تنهایی برام زیاده ...

یکشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 09:18 ق.ظ

از توی خاطرات تلخم  تو همین جایی همیشه 

بغض من شکسته اشکم داره تقدیم تو میشه 

به دلم مونده دوباره تو رو با خودم ببینم 

تو برات فریق نداره که ما رو از هم بگیرن 

بی خداحافظ به قد ترک احساس تو میرم 

دل من از تو شکسته دیگه از زندگی سیرم 

بی خداحافظ تو رفتی  تا که کم بشه حضورت 

تو به من دل بسته بودی ، خواستی نشکنه غرورت ... 

 

وعید مهربونی به دلم از سوی تو  

نمی دم من به غریبه ، حتی تار موی تو  

میام از مسیر تنهایی به خاطرات تو  

منو تکرار خداحافظی از کنار تو  ...

 

بی خداحافظ به قد ترک احساس تو میرم 

دل من از تو شکسته دیگه از زندگی سیرم 

بی خداحافظ تو رفتی  تا که کم بشه حضورت 

تو به من دل بسته بودی ، خواستی نشکنه غرورت... 

  

 

 

 

خوشبختی می دونید چیه؟ 

خوشبختی فاصله ی بین یک بدبختی تا بدبختی دیگره ...  

قدر لحظه لحظه هاتونو بدونید ... 

من بزرگترین عیدی رو از خدا دارم ... همین که بدبختی ندارم ، خوشبختی منه ... 

فقط به زندگی آرام فکر کنید ، جوری که بشه توش صدای تیت تیک ثانیه شمار ساعت دیواری اتاق و شندید ... 

من این آرامشم رو با هیچی عوض نمی کنم ... حتی با خدا ... 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo