X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سفر غریب ...

یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:50 ق.ظ

سفر غریبی داشتم 

توی اون چشم سیاهت  

سفری که برنگشتم  

گم شدم توی نگاهت ... 

 

یه دل ساده ی ساده ، 

کوله بار سفرم بود ...  

چشم تو مثل یه سایه، 

 همه جا همسفرم بود ... 

  

من همون لحظه ی اول آخر راه و می دیدم  

تپش عشق و تو رگهات عاشقانه می شنیدم ...  

وای اگر همسفر ، بعد از این در سفر ، بی تو من تنها باشم ... !!

 

تو شدی خون تو رگهام ، 

من دیگه خودم نبودم ... 

برای نفس کشیدن ،  

دیگه محتاج تو بودم ... 

 

وای اگر همسفر ، بعد از این در سفر ، بی تو من تنها باشم ... !! 

 

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo